از طهران تا تهران

Community


مجموعه ای کم نظیر از عکس و مطالب درباره طهران قدیم/ پیج اورژینال طهران قدیم و اولین طهران قدیم در فیس بوک

تاریخچه تهران:
در گذشته از روستاهای ری بوده و ری که در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزیت مهم سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد نظر بوده و مدعیان همواره این مرکز راهبردی را مورد تهاجم و حمله قرار می‌داده‌اند.
روستای تهران به واسطه برخورداری از مغاک‌ها و حفره‌های زیر زمینی و مواضع طبیعی فراوان و دشواری نفوذ در آنها پناهگاه خوبی برای دولتمردان و دیگر اشخاصی بوده که احتمالاً مورد تعقیب مدعیان قرار داشته‌اند.
از سوی دیگر، کاروان‌های بزرگی که از محورهای مورد بحث عبور می‌کردند شکارهای سودمندی بودند و اغلب مورد حمله چپاول مردم بومی واقع می‌شدند. روستای تهران در واقع کانون چپاولگران و نهانگاه کالاهای دزدیده‌شده بود و این وضع تا زمان شاه تهماسب صفوی که قزوین را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمود ادامه داشت.

تهران در برابر حملهٔ افغان‌ها (پشتون‌ها) ایستادگی زیادی کرد و به همین خاطر آن‌ها پس از تصرف تهران این شهر را ویران کردند و باغ‌ها و تاکستان‌های آن را از میان بردند.[۱] در زمان نادرشاه تهران دوباره نام و نشانی یافت و در همین شهر بود که نادرشاه رهبران بزرگ شیعه و سنی را گرد هم آورد و پیشنهاد اتحاد اسلامی و رفع اختلاف‌ها را به آن‌ها داد.[۲]
تهران برای نخستین بار توسّط ایل قاجار پایتخت ایران شد. تصویر کتیبهٔ فتحعلی شاه، روی تپّهٔ سنگی چشمه علی واقع در شمال شهر ری منطقه ۲۰ تهران

تا پیش از کشف تمدّن قیطریّه و همچنین کشف آثاری در تپّه‌های عباس‌آباد، گمان می‌رفت پیشینهٔ تاریخی این شهر به همان آثار یافت‌شده در حوالی شهر ری محدود می‌شود، ولی اکتشافات باستان‌شناسی در تپّه‌های عباس‌آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و درّوس، نشان داد تمام آبادی‌های ناحیهٔ تاریخی قصران، دوره‌ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلّاقیّت‌های فرهنگی را پشت سر گذارده‌اند. [۳] در فارسنامهٔ ابن بلخی نيز که مربوط به سال‌های ۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری‌است. از شهر تهران به دلیل انارهای مرغوبش ياد شده‌است. اگرچه در آثار مکتوب کهن از تهران پیش از اسلام نام برده نشده است، امّا حفّاری‌های باستان شناسی ۱۳۲۱ خورشیدی در روستا‍ی درّوس ‍ شميران نشان می‌دهد که در اين ناحیه، در هزارهٔ دوّم پيش از ميلاد، مردمی متمدّن زندگی می کرده‌اند.[۴] تهران در قدیم روستایی نسبتاً بزرگ بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایه‌های البرز قرار داشت. نخستین بار نام آن در ذکر زندگینامهٔ ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۸۴ خ. آمده‌است. پس از حملهٔ مغولان به ری و تخریب این شهر، تهران بیش از پیش رشد یافت و عدّه‌ای از اهالی آوارهٔ ری را نیز در خود جای داد و مساحتش در این دوران به ۱۰۶ هکتار رسیده بود.[۳] این منطقه در زمان سلسله صفوی به علّت این‌که بقعه سید حمزه جدّ اعلای صفویه در نزدیکی حرم شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت و تهران نیز دارای باغ‌های خوش آب و هوا بود، مورد توجّه قرار گرفت. نخستین بار، شاه طهماسب اول صفوی در ۹۱۶ خ. هنگام گذر از تهران باغ و بوستان فراوان این شهر را پسندید و دستور داد تا بارو و خندقی به دورش بکشند، این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سوره‌های قرآن و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان توپ‌خانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شد، مساحت تهران در این دوران به ۴۴۰ هکتار رسید.[۳] در دورهٔ شاه عبّاس اول (۹۶۶ تا ۱۰۰۷ خ.) پل، کاخ و کاروانسراهای زیادی بنا شد، در بخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ (کاخ گلستان) و مقرّ حکومتی درآوردند. کریمخان زند به مدّت ۴ سال تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محوّطهٔ ارگ بناهای جدیدی احداث نمود. آغا محمدخان برابر نوروز ۱۱۶۴ خ. تهران را به پایتختی برگزید و در همین شهر تاجگذاری کرد. با گزینش این شهر به پایتختی روند گسترش کمّی و کیفی آن متحوّل شد و در مدّت ۲۲۰ سال جمعیّت آن از حدود ۱۵۰۰۰ نفر در سال ۱۱۶۴ خ. به بیش از ۷ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ رسید و وسعتش از حدود ۴٫۴ کیلومتر مربّع به بیش از ۷۳۰ کیلومتر مربّع افزایش یافت.[۵]

در دورهٔ حکومت آغامحمدخان قاجار، تهران به پایتختی برگزیده شد، روز یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۴ خ. هم‌زمان با عید نوروز آغا محمد خان قاجار در خلوت کریم‌خانی تاج سلطنت ایران را بر سر گذارد و تهران را به عنوان پایتخت این کشور معرفی کرد.[۳] در دههٔ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شهر اساساً نیاز به گسترش و تغییر داشت. این تغییرات در زمان رضا شاه پهلوی آغاز شد. رضا شاه معتقد بود که ساختمان‌های کهن و قدیمی همچون بخش‌های بزرگی از کاخ گلستان، تکیه دولت، میدان توپخانه، استحکامات نظامی و قلعه‌های قدیمی، نباید بخشی از یک شهر مدرن باشند. به دستور او، این بناهای قدیمی با یک اسلوب معین تخریب شدند و ساختمان‌های مدرن با سبک‌های ایرانی پیش از اسلام، از جمله بانک ملی، ساختمان امنیّه، ساختمان تلگراف و تلفن و دانشکدهٔ نظامی در جاهای مشخّص به خودشان ساخته شدند. بازار تهران نیز در راستای این خطّ مشی به دو نیم تقسیم شد و بسیاری از ساختمان‌های تاریخی به منظور ایجاد راه‌های درون شهری در پایتخت تخریب شدند. نمونه‌های بسیاری از باغ‌های ایرانی نیز با توجه به مدرن سازی و ایجاد شبکه جاده ای در شهر مشمول این طرح شدند.

در خلال جنگ جهانی دوم، نیروهای نظامی بریتانیا و شوروی وارد شهر تهران شدند. در سال ۱۹۴۳ تهران محلّ بر‌گزاری کنفرانس تهران بود. در دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ (دورهٔ محمدرضا شاه پهلوی)، تهران به سرعت توسعه پیدا کرد و طرح‌های زیادی ریخته شد. ساختمان‌های جدید، کم کم بیشتر و بیشتر شدند و خیابان‌ها گسترش پیدا کردند. طرح‌های دورهٔ محمدرضا شاه پهلوی با انقلاب ۱۳۵۷ ایران تقریباً متوقّف شد. در طول جنگ ایران و عراق، تهران بارها مورد حملات موشکی و هوایی قرار گرفت و بسیاری از مردم تهران در نتیجهٔ این حملات کشته و مجروح شدند. پس از هر حملهٔ هوایی، مواضع تخریب شده بازسازی می‌شدند.[۶]
پس از جنگ ایران و عراق، رشد عمرانی تهران از سرگرفته شد. در زمان غلامحسین کرباسچی شهردار تهران، فعّالیّت‌های متعدّدی در عمران شهری صورت گرفت. مترو تهران در این دوره حفّاری‌های گسترده‌ای داشت و پروژه‌هایی نظیر پروژهٔ خیابان نوّاب صفوی، در این دوره تکمیل شد. در زمان تصدّی شهرداری توسط محمدباقر قالیباف نیز توسعه رو به افزایش بود، تونل توحید، پل جوادیّه و برج میلاد در این دوره افتتاح شدند


1:46
فیلمی از افتتاح راه آهن توسط رضاشاه لایحه تاسیس راه آهن سراسری یکی از مهم‌ترین لایحه‌هایی بود که در سال ۱۳۰۵ به مجلس ارایه شد، که بحث‌های فراوانی در پی داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یکی از اعتراض‌کنندگان به لایحه تاسیس راه آهن بود. مهدی‌قلی هدایت(مخبرالسلطنه) در کتاب «خاطرات و مخاطرات» خود درباره طرح احداث خط آهن محمره(خرمشهر) به جز(بندر گز) و مخالفت دکتر مصدق می‌نویسد: «اول اسفند ١٣٠٥ من پیشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. من‌الغرائب، مصدق‌السلطنه مخالف شد که در عوض قندسازی باید دایر کرد. راه آهن منافع مادی مستقیم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقیم منظور نیست. منافع غیرمستقیم راه آهن بسیار است. نظمیه یا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملکت‌اند. قند هم به جای خود تدارک خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عدا نمی‌کند.» بدین ترتیب روز یکشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ بر حسب دعوتی که از طرف وزارت فواید عامه به عمل آمده بود، در بیرون دروازه گمرک با حضور وزراء، رجال، نمایندگان مجلس، سفرا و امرای ارتش، مدیران جراید و طبقات دیگر در محوطه حسین‌آباد در ساعت ۸ صبح پس از آنکه رضاشاه بیاناتی ایراد کرد، نخست‌وزیر هم در پاسخ مطالبی بیان داشت و کلنگ نقره‌ای به دست رضاشاه داد و او هم بر زمین زد که طبق نقشه محل ایستگاه راه مرکزی راه آهن شروع به ساختمان گردد. زیر ساخت‌های شبکه راه آهن از ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ آغاز شد و تکمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید. هزینه آن عمدتا از محل مالیات ویژه‌ای که بر چای و قند و شکر، دو قلم حیاتی در غذای روزانه(نان و پنیر و چای) مردم بسته شد و کسری آن نیز از طریق وام‌های بانکی و اعتبارات دولتی تأمین می‌شد. مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج‌ فارس، می‌بایستی با در نظر گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد، زیرا دستیابی به مناطق متشکل از اقوام و عشایر ناآرام را بسیار آسان‌تر می‌ساخت. در حقیقت احتمال دارد که رضاشاه هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشگرکشی می‌کرد، به این فکر افتاده باشد.
2 years ago
5:08
ویدیو کمیابی از شهر کرمانشاه مربوط به دهه چهل خورشیدی موسیقی این ویدیو ترانه ای است به نام کرماشان که با صدای شادروان استاد حشمت الله لرنژاد اسطوره ی صدا و خواننده بزرگ کرمانشاهی میباشد. این موسیقی با ارکستر رادیو و تلویزیون کرمانشاه به سرپرستی استاد محمود مرآتی در دهه پنجاه ضبط گردیده است. شهر کرمانشاه در دوره‌های مختلف دارای نام‌های مختلفی بوده که معمولاً با تغییر از حکومتی به حکومتی دیگر صورت می‌گرفته‌است، در قدیمی‌ترین شکل خود اولین بار در دوران باستان و در زمان فرمانروایی کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانند و در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان و غیره یاد می‌شود. پس از اسلام، اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده می‌شد. نام کرمانشاه پس از انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آن‌جایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاش‌های اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت. نام کرمانشاه در افسانه‌ها در افسانه‌ها بنای شهر کرمانشاه را بدست طهمورث دیوبندپادشاه افسانه‌ای پیشدادیان بیان کرده‌اند. باورها در مورد نام کرمانشاه در مورد نامگذاری کرمانشاه باورهای متفاوتی است، عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند. نام این شهر در زبان مردم محلی کرماشان تلفظ می‌شود.محمد مکری، پژوهشگر و زبانشناس، نام کرمانشاه را تلفظی اشتباه اما مصطلح از کلمهٔ کرماشان می‌داند که از کرمانچیا کرمانج به معنای رعیت گرفته شده و به باور وی شهر رعایا معنا می‌دهد.عبدالرحمان شرفکندی (هژار) نیز در فرهنگ واژگان کردی-فارسی خود با عنوان هنبانه بورینه، معنای واژهٔ کرمانج را روستایی کرد، و کرمانشاه را محفف «کرمانج شار یا کرمانجان» دانسته است. شادروان استاد حشمت‌الله لرنژاد (۱۳۲۶ در کرمانشاه - ۲۵ شهریور ۱۳۷۴ درکرمانشاه)، موسیقی‌دان و خوانندۀ کرد اهل کرمانشاه بود که ترانه‌های خود را به زبان‌های کردی و فارسی اجرا کرده‌است. وی برادر زنده یاد یدالله لرنژاد (شیدا کرماشانی) شاعر کرد، و پدر حسام لرنژاد خواننده است. حشمت‌الله لرنژاد در سال ۱۳۲۶ در محلۀ علافخانه در شهركرمانشاه به دنیا آمد. پدر و پدربزرگ وی نیز صدای دلنشینی داشتند. وی در سال ۱۳۴۳ در سنین ۱۷ سالگی در اركستر رادیو کردی کرمانشاه اولین ترانۀ خود را با شعری از برادرش، یدالله لرنژاد (شیدا كرمانشاهی)اجرا كرد و از همان زمان فعالیت رسمی خود را در زمینۀ موسیقی كُردیآغاز کرد. لرنژاد به سبك استادان موسیقی کردستان مانندسید علی‌اصغر کردستانی، ‌علی مردان و طاهر توفیقگرایش داشت، و مدت‌ها در رادیو کردی کرمانشاه از تعلیمات حسن زیرک خواننده نامی كُردستان استفاده كرد. وی در رادیو با بزرگان موسیقی منطقۀ کرمانشاه مانندمحمود بلوری، محمود مرآتی، اكبر ایزدی، سیف‌الله نادرشاهی و مسعود زنگنه مجد همکاری می‌کرد. وی علاوه بر این در ادارۀ هواشناسی کرمانشاه کار می‌کرد و مدت ۲۵ سال کارمند این اداره بود. سرودها و ترانه‌های حشمت‌الله لرنژاد به سبك‌های مختلف بود و تسلط كاملی در گویش‌ها و لهجه‌های كردی ماننداورامی، سورانی، گورانی، بادینانی، کرمانجی، لری و کردی کرمانشاهی داشت كه در آثار وی به خوبی مشهود است. وی در فن بداهه‌خوانی بسیار توانمند بود؛ چنانکه یك بار به مناسبت دهۀ فجر برای اجرای موسیقی به پالایشگاه خانگیران سرخس دعوت شده بود و در شب اجرا پس از هماهنگی معلوم شد كه گره‌ای در كار است، اما لرنژاد فوراً ابتكار به خرج داده و با بداهه‌خوانی در دستگاه شور (چپ كوک) كه دستگاهی بسیار مشكل است، سرود «بهشت زندگی» را اجرا نمود، كه این كار باعث حیرت خیلی از نوازندگان و تماشاچیان شد. وی در خواندن ترانه های پاپ نیز مهارت كافی داشت. از جمله ترانه‌های پاپ وی می‌توان به ترانۀ «خونۀ من تورم نیش زمونست» با آهنگسازی منوچهر طاهرزاده و شعر كیومرث حیدری، و ترانۀ «خورشید میهن ما تو دست شب اسیره» كه مضمونی سیاسی-اجتماعی داشت، اشاره كرد. حشمت ‌الله لرنژاد بیش از ۲۰۰ ترانۀ کردی را با گویش‌های مختلف این زبان اجرا كرده‌است. وی در ۲۵ شهریور سال۱۳۷۴ درگذشت و در گورستان میناآباد شهر کرمانشاه به خاک سپرده‌شد. یادش جاودان
2 years ago